لبخند
ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز ٢٦ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: شعر ، poem ، ولادیمیر هولان ، vladimir holan

چه زیباست آن صنوبر سفید پیر
بر تپه‌ی کودکی‌ات
که امروز به دیدارش رفتی
زیر زمزمه‌اش یار مرده‌ات را به یاد می‌آوری
و در حیرتی از نوبت خویش که کی خواهد رسید
زیر نجوایش، احساس می‌کنی انگار
واپسین کتاب‌ات را نوشته‌ای
و حالا باید خاموش باشی و
اشک بریزی برای کلمات
تا برویند.

چگونه زیسته‌ای؟ شناخته را رها کردی برای ناشناخته
و سرنوشت؟ تنها یک‌بار به تو لبخند زد
و تو آن‌جا نبودی...

 

 "ولادیمیر هولان" در سال ۱۹۰۵ در پراگ زاده‌شد. اولین کتاب شعرش در سال ۱۹۲۶ منتشر شد. در ۱۹۳۳ ویراستار مجله‌ی هنری «زندگی» شد و پس از ۱۹۴۸ و با قدرت‌گرفتن نظام کمونیستی چکسلواکی تا ۱۹۶۳ از او هیچ‌کتابی منتشر نشد. عنوان «فرمالیست» همان اتهامی بود که پس از سال‌های ۱۹۲۴ در روسیه، به نویسندگان دگراندیش عطا می‌شد و آن‌ها را خائن به تاریخ و برج عاج نشین معرفی می‌کرد. در کشورهای بلوک شرق، این اتهام از روسیه به وام گرفته شد. هولان در این ایام به تبعید خودخواسته‌ای رفت و در جزیره‌ی کامپا ساکن شد. در این خلوت، بهترین شعرهای هولان زاده شدند، شعری تلخ و ژرف با درونمایه‌ای از تشویش، نومیدی و بازتاب جور زمانه و هراس اجتماعی. در سال ۱۹۶۳ جهت بادها عوض شد و سه مجموعه‌ی شعر از هولان اجازه‌ی انتشار یافت. در سال ۱۹۶۴ شعر بلند «شبی با هملت» را منتشر کرد که یکی از شاهکارهای شعر این قرن به حساب می‌آید. هولان سال‌های سرودن «شبی با هملت» را بی‌رحم‌ترین سال‌های زندگی‌اش می‌داند. می‌نویسد: «در تنهایی گزنده‌ی آن‌روزها مثل زمینی بودم برای گرفتن و گذراندن تمام وحشت آن ایام.» یارسلاو سیفرت دوست هولان که جهان انگلیسی ‌زبان او را به خاطر جایزه‌ی نوبل‌اش بیش‌تر می‌شناسد، هولان را «بهترین شاعر از میان همه‌ی ما » قلمداد می‌کند. از هولان بیش از بیست کتاب شعر به چاپ رسید. از او علاوه بر شعر، کتاب‌هایی در ترجمه‌ی شعر جهان، مجموعه‌های مقالات، روز نوشته‌ها و ... به جا مانده‌است. ولادیمیر هولان در سال ۱۹۸۰ از دنیا رفت.