لاشخورها
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢٢ امرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: شعر ، دیوید دیوپ

در آن روزها

که تمدن بر چهره مان می کوفت،

که آب بر جبین های فروتن ما سیلی می زد،

لاشخورها در سایه چنگالهایشان

بنای خون آلود خودکامگی را می ساختند.

***

در آن روزها خندهء دردناک بر دوزخ فلزی جاده ها بود،

و ضرباهنگ یک بند استغاثه،

زاری های سبزه زاران را فرو می خورد.

***

آه ای خاطرات تلخ بوسه های به عنف گرفته

پیمان های شکسته به ضرب تفنگ

بیگانگانی که آدمی نمی نمودند،

که تمام کتابها را می شناختند،

اما؛ عشق را نمی شناختند.

و ما، اما، که دستانمان زهدان خاک را بارور می کند،

به رغم آوازهای نخوت آمیزتان،

به رغم دهکده های متروک آفریقای پاره پاره شده،

امید بازمانده در ما، همچون که در بارویی.

***

و از معادن سوازیلند* تا کارخانه هایِ

اروپا

بهار زیر گامهای رخشان ما نو زاده خواهد شد.

* پادشاهی سوازیلند کشوری است در جنوب آفریقا، پایتخت سلطنتی و قانونی آن لوبامبا و پایتخت اداری آن شهر مبابانه است.

  " دیوید دیوپ " از شاعران نام آور آفریقا به سال ١٩٢٧ از پدری سنگالی و مادری کامرونی در بوردو Bordeaux به دنیا آمد. در ١٩۶٠ در یک سانحه هوایی، دور از داکار کشته شد. سراسر عمر کوتاهش، بیمار و اغلب در بیمارستان بستری بود. شعرس فریادی از درد و عصیان است و مضامینی سیاسی _ اجتماعی دارد.