سرود درد
ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز ٩ امرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: شعر ، poem ، my poems

آهسته میروم

آهسته میروی

کو تا نظر کنی؟

سیه از چشم بی فروغ، خاموش میشود

نابود میکنی

افسوس میخورم

انسان سرشت یتیمی به خاک داد

تا روید از طرف دیگری نگاه

باور نمیکنی

چون شام در گذر صبح خفته ای

اینجا کند طلوع؛ خورشید

تا که بیفکنی چشمی برای روشنی درد بی سرود