بدرود در لحظه جدایی
ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ٢٤ امرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: شعر ، آگوستینو نتو

مادر من ( آه، ای مادران سیاهی که فرزندانتان رخت بر بسته اند )

تو انتظار و امید را به من آموختی

بدانسان که خود نیز در ساعات مصیبت بار آموخته ای.

***

در من، اما،

زندگی کشته است آن امید رمز آلود را.

دیگر منتظر نمی مانم

آینده در انتظار من است.

***

امید، مائیم،

فرزندان تو

رهروان ایمانی که می پرورانَد زندگی را.

***

ما فرزندان پا برهنه بوته زاران صحرائی

پسرکان بازیگوش به مکتب نرفته ای که با توپهای پارچه ای بازی می کنیم

بر دشتهای تفته نیمروزی

مائیم

***

اجیر نشده ایم تا عمرمان در مزارع قهوه تباه شود

مردان سیاه جاهلی

که باید به سفیدها احترام بگذاریم

و از اغنیا بترسیم

ما فرزندان محله های بومی توئیم

که برق را هیچگاه بدانجا راهی نیست

مردان محتضر مست

در جذبه ضرباهنگ یکبند تام تام طبلهای مرگ

فرزندان تو

که گرسنه

که عطشان

که شرمنده ایم تو را مادر بنامیم

که می ترسیم از کوچه ها بگذریم

که می ترسیم از آدمیان.

این ماییم

امید فردای روشن زندگیمان.

agostinho neto  " آگوستینو نِتو " از شاعران مبارز آفریقایی، به سال ١٩٢٢ در آنگولا به دنیا آمد. در لیسبون پزشکی خواند و سپس به وطنش آنگولا بازگشت تا به امر طبابت بپردازد. با نهضتی که هدفش احیای فرهنگ بومی و اصیل آنگولا به رهبری ویریاتوداکروز بود، همکاری داشت.

 در ١٩۶٠ رهبری جنبش رهائی بخش آنگولا را به عهده گرفت و در همان سال دستگیر شد و برای گذراندن مدت حکومتش به پرتغال انتقال یافت. اما در سال ١٩۶٢ اعلام شد که به یاری جنبش مقاوت دموکراتیک از زندان گریخته است. اشعارش در جُنگها و نشریات ادبی پرتغال و آنگولا به چاپ رسیده است.

او را پابلو نرودا یِ آفریقا نامیده اند. درونمایه سروده هایش رنج نامه زندگی سیاهان آفریقایی است.