قربانی شماره 48
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ٢٤ امرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: شعر ، محمود درویش

در سینه اش فانوسی از گل های سرخ و یک ماه یافتند

به هنگامی که بر صخره ای مرده افتاده بود.

یافتند قوطی کبریتی

و گذرنامه ای

و نقش هایی بر بازوی هنوز گرمش.

***

مادرش او را بوسید

و بر او گریست

سال از پی سال.

خار بُن در چشمانش شکفت

و تاریکی انبوه شد.

به زمانی که برادرش رشد یافت

و رفت تا کاری در بازارهای شهر بیابد،

به زندانش افکندند

جواز کار با خود نداشت

و در واقع، در خیابان ها می گرداند

صندوقی عفن

و صندوقهای دیگر را.

***

آه ای کودکان سرزمین من

بدینسان بود که ماه فرو مرد.

 

" محمود درویش " شاعر فلسطینی، به سال ١٩۴١ در روستای بُروه در فلسطین اشغالی به دنیا آمد. او تا پیش از کوچ از فلسطین در شهر حیفا زندگی می کرد و با هفته نامه ها و نشریات انقلابی همچون الاتحاد، الجدید و ... همکاری داشت. اکنون نیز زندگیش را همه به سیر و سیاحت می گذراند و گهگاه در کشوری عربی اتراق می کند. محمود درویش در مصاحبه ای گفته بود : " هر مسافری وقتی از هواپیما پیاده می شود، دست در جیب می کند و با لمس کردن کلید خانه اش احساس آرامش می کند، اما من بعد از هر سفر به خانه ای جدید می روم و کلیدی نیست تا به من آرامش دهد." از او چند مجموعه شعر به نامهای " پرندگان بی بال ١٩۶٠ "، " برگهای زیتون ١٩۶۴ "، " عاشقی از فلسطین ١٩۶٩ "، " گنجشکان در الجلیل می میرند ١٩٧٠ " منتشر شده است.