سیگار نیفروخته

 

ممکن است امشب بمیرد

با سوختگی سینه کتش از آتش گلوله ای
هم امشب
به سوی مرگ رفت
با گام های خویش

پرسید : سیگار داری ؟
گفتم : بله
 -کبریت ؟
گفتم : نه
شاید گلوله روشنش کند

سیگار را گرفت

و گذشت

شاید الان دراز به دراز افتاده باشد
سیگاری نیفروخته بر لب
و زخمی بر سینه...

رفت .
نشانه تکثیر
و تمام ...

 

Nâzım Hikmet

  " ناظم حکمت " از برجسته‌ترین شاعران و  نمایشنامه‌نویسان کمونیست ترکیه  بود. وی در شهر سالونیکا دومین شهر بزرگ یونان امروزی که در آن زمان جزء امپراتوری عثمانی بود در سال 1901 به دنیا آمد. او از سن ۱۴ سالگی به سرودن شعر پرداخت. او در سن ۱۹ سالگی در سفری که به شوروی داشت از نزدیک با نسل جدید هنرمندان انقلابی آشنا شد و جسارتی بیشتر را درایجاد تحول در شکل و محتوای شعر ترکیه یافت.  ناظم بر اثر سکته قلبی در مسکو به سال 1963 جان باخت و در گورستان نوودویچی به خاک سپرده شد.

 

 

/ 6 نظر / 28 بازدید
دیدگاه

بابا یه کم از زندگی هم بگو آخه. اینجوری که نمیشه. با انسانها از امید و زندگی سخن بگو . اگر روزمرّگی را تغيير ندهی اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی، يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی. تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی اگر از شور و حرارت، از احساسات سركش، و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند، و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند دوری كنی . . . تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی، اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی، اگر ورای روياها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات ورای مصلحت‌انديشی بروی . . . امروز زندگی را آغاز كن! امروز مخاطره كن! امروز كاری كن! نگذار كه به آرامی بميري

نیلفروشان

تبریک. موفق باشید.

انسانم آرزوست

سلام دوست عزیز. مطالبتون بسیار زیبا بود از یونان تا سیبری سفر کردیم .شاد باشی[گل]

آزاد

آدمی پرنده نیست‌ تا به هر کران که پرکشد، برای او وطن شود سرنوشت برگ دارد آدمی‌ برگ‌، وقتی از بلند شاخه‌اش جدا شود، پایمال عابران کوچه‌ها شود سروده : قنبر علی تابش

فرشته نجات

چه نگاه جالبی دارید به زندگی به مرگ/ یک نگاه هنرمندانه ممنونم که اومدید. و کامنت قشنگتون سپاسگذارم.