# میروسلاو_هلوب

مرگ شبانه

فراز،فراز. واپسین کلامش سرگردان بر پهنه سقف چونان توده های ابر. گنجه نالید پشبند لرزید چونان که پوشانده بر مغاکی. *** پایان. جوانان بر بستر آرمیده بودند. *** نیمه ... ادامه مطلب
/ 1 نظر / 34 بازدید