سرود درد

آهسته میروم

آهسته میروی

کو تا نظر کنی؟

سیه از چشم بی فروغ، خاموش میشود

نابود میکنی

افسوس میخورم

انسان سرشت یتیمی به خاک داد

تا روید از طرف دیگری نگاه

باور نمیکنی

چون شام در گذر صبح خفته ای

اینجا کند طلوع؛ خورشید

تا که بیفکنی چشمی برای روشنی درد بی سرود

/ 1 نظر / 33 بازدید
باران

سلام فوق العاده بود فضای شعر هم خیلی زیبا هستش... موفق باشی